
دونالد ترامپ رییس جمهوری ایالات متحده امریکا پس از انکه به عنوان 47 مین رییس جمهور انکشور سوگند وفاداری یاد کرده و داخل کاخ سفید شد،اقدامات عجولانه اش را از وضع تعرفه ها بالای کالا های وارداتی آغاز کرد.که بخشی ازین تعرفه ها عبارت اند از:
اعمال تعرفه ۲۵ درصدی بر تمام واردات از کانادا و مکزیک با این توجیه که این اقدام برای مهار مهاجرت غیرقانونی و قاچاق مواد مخدر و همچنین تقویت تولید داخلی ضروری است.
اعمال تعرفه ۱۰ درصدی بر تمام واردات از چین: با هدف مقابله با اقدامات تجاری ناعادلانه، به ویژه در زمینه سرقت مالکیت معنوی و یارانههای دولتی صورت خواهد گرفت.
پیشنهاد اعمال تعرفه ۱۰ درصدی بر تمام واردات جهانی: این پیشنهاد به عنوان یک اقدام حمایتی برای تشویق تولید داخلی و کاهش وابستگی به کالاهای خارجی مطرح شده است.
ولی برخلاف وضع تعرفههای بالا بر شرکای اصلی تجاری ایالات متحده تاثیرات گستردهای بر اقتصاد این کشور داشت.
تعرفههای پیشنهادی باعث افزایش قیمت کالاهای وارداتی و فشارهای تورمی شده است زیرا تعرفهها به عنوان نوعی مالیات غیرمستقیم بر مصرفکنندگان عمل میکنند، شرکتها معمولا افزایش هزینهها را به خریداران منتقل میکنند. صنایعی مانند خودروسازی و فناوری که به واردات وابستهاند، شاهد افزایش هزینههای تولید اند که قیمت تمام شده را بالا برده ونرخ فروش را افزایش داده است.
درکنار آن وضعیت موجود ،هر گونه تلاش بمنظور کنترول نرخ تورم را ناکام خواهد کرد.
تجربه نشان داده که شرکای تجاری اغلب در برابر تعرفهها واکنش نشان داده و اقدام به تلافی میکنند. کانادا و مکزیک، بزرگترین شرکای تجاری ایالات متحده، اعلام کردند که ممکن است با اعمال تعرفههای متقابل بر کالاهای آمریکایی مانند محصولات کشاورزی، خودروها و ماشینآلات پاسخ دهند.
اتحادیه اروپا و چین نیز تعرفههای مشابهی را بر کالاهای آمریکایی وضع میکنند که میتواند به صنایع وابسته به صادرات مانند هوافضا، کشاورزی و انرژی آسیب برساند. تشدید جنگهای تجاری میتواند زنجیرههای تامین را مختل کرده، عدم اطمینان اقتصادی را افزایش داده و بر اعتماد سرمایهگذاران تاثیر منفی بگذارد.
تاثیر بر کسبوکارهای کوچک و مصرفکنندگان: کسبوکارهای کوچک و متوسط که به واردات وابسته هستند، با افزایش هزینهها مواجه خواهند شد که ممکن است به کاهش سودآوری یا افزایش قیمت محصولات آنها منجر شود. خردهفروشان مانند والمارت و تارگت که بر واردات متکی هستند، ممکن است شاهد کاهش تقاضای مصرفکنندگان باشند. همچنین مصرفکنندگان کمدرآمد بیشترین آسیب را خواهند دید، زیرا درصد بیشتری از درآمد خود را به خرید کالاهای ضروری اختصاص میدهند که با اعمال تعرفهها گرانتر خواهند شد.
سیاستهای مهاجرتی سختگیرانه ترامپ، از جمله اخراج گسترده کارگران غیرقانونی، میتواند بازار کار را دچار بحران کند. بخشهای کشاورزی و ساختوساز که به شدت به نیروی کار مهاجر وابسته هستند، ممکن است با کمبود نیروی کار مواجه شوند که باعث افزایش هزینههای عملیاتی خواهد شد.
شغلهای تولیدی ممکن است به میزان مورد انتظار بازنگردند، زیرا بسیاری از شرکتها ممکن است به جای استخدام بیشتر، به اتوماسیون یا انتقال تولید به کشورهایی با تعرفههای پایینتر روی بیاورند. این امر سبب فرار سرمایه از ایالاتمتحده امریکا به کشور هایدیگر میگردد که ضربه مهلکی بر اقتصاد انکشور خواهد زد.
از همه مهمتر اینکه جنگ تعرفه ها، میزان محبوبیت و تاثیر گزاری ایالات متحده در تعملات جهانی راکاهش میدهد
بدینگونه دیده میشود که سیاست ها ویا به عباره دیگر جنگ تعرفه های دونالد ترامپ،نه تنها به پیشرفت در اقتصاد و عاید سرانه مردم امریکا نشده بلکه سبب بلند رفتن قیمت ها،انفالسیون بیشتر،کاهش صادرات وکاهش میران تقاضا در بازار های ایالات متحده امریکا شده است.
اما پرسش اینست که ایا آقای ترامپ نمیدانست که جنگ تعرفه ها به نفع امریکا نیست و یا اینکه هدف دیگری را دنبال میکند؟
درک این نکته که جنگ تعرفها ها وانهم بصورتی که دونالد ترامپ انرا آغاز و عملی کرد،پی آمدی جز انچه که واقع شده است،ندارد،دور از فهم هیچ فردی نیست زیرا مسایل بسیار ساده وابتدایی در محاسبات اقتصادی بشمار می آیند.اما دونالد ترامپ بمنظور بلند بردن مالیات و زر اندوزی برای حکومتش ،به این اقدام دست زده است.هر گاه او بصورت مستقیم از مردم میخواست تا مالیات بلند و تکس های بیشتر به حکومت بپردازند،بدون تردید که با مخالفت مردم و حتی ادارات دولتی نیز روبرو میشد.لذا با بلند بردن تعرفه هاخواست تا عواید حکومت را بالا برده و پول آنرا از حیب مردم امریکا تادیه کند طوریکه امروز ،مردم امریکا بهای آنرا میپردازند.
دونالد ترامپ از مردم امریکا جزیه میگیرد تا زراندوزی کرده ومنابع عایداتی حکومت را بیشتر کند.وامااین بازی دیری دوام نخواهد کرد ومردم امریکا به جاده ها خواهند ریخت تا ارگانهای عدلی وقضایی وپارلمان امریکا ،در برابر این نوع سیاست های نا بکار و تصامیم غیر عادلانه ایستادگی کنند.